تبليغاتX
وبلاگ امیر مطلبی

حسرت به دلم ماند که به استادی استاد بگویم که واقعا استاد باشد... حسرت به دلم ماند در کلاسی بنشینم که وقتی به پایان می رسد حس کنم بی سوادم، حس کنم استادم استاد است...

آی آی چه حسرتی!!! 

ای کسانی که گوش دارید ولی با آنها حرفهای بدبختانی مثل ما را نمی شنوید، آی آنهایی که آنجایی که باید باشید نیستید و آنجایی که نباید باشید هستید، لااقل بی سوادانی را به کلاس بفرستید که...

به که بگویم سرنوشت شومم را؟؟؟ از که بخواهم انتقام ذره ذره پودر شدنم را؟؟؟...

سرآغازش این چنین بود که بعد از کنکور و بعد از آن فشارهای روانی دیگر حاضر به پشت کنکور ماندن نشدم و این بود گناه من و پای در پیام گور گذاشتن. از که بخواهم؟؟؟ ... چقدر اینور و آنور بروم؟؟؟... ،چشمم را بر سوالات اشتباه امتحانات ببندم یا بر عوض شدن لحظه به لحظه ی قوانین؟؟؟... چشمم را بر بی حرمتی ها ببندم یا بر بی تفاوتی خودمان (منظورم اکثر دانشجویان)؟؟؟...

آری از آنها گفتم اما شنیدن از ما هم خالی از لطف نیست... مرامتان مرا کشته پیام نوریها...

فریادم را چگونه بلند کنم ؟؟ چگونه اعتراض کنم وقتی که دم از روشن فکری و بایدها و نبایدها می زنید و جوگیرانی مثل مرا جلو می اندازید و من می رومو حرفمان را می زنم و وقتی پشت سرم را می بینم ...؟؟؟!!!!

چگونه ادعای دانشجویی کنم وقتی نمی توانید خودتان مرزهایتان را مشخص کنید... وقتی حتی نمی توانید ظرف غذایتان را در ظرف آشغال بیندازید. راست گفت آنکه گفت از ماست که بر ماست.

من که از پیام نور انصراف دادم.

دو سال از جوانی ام تو این خراب شده بر فنا رفت ولی از قدیم میگن جلوی ضررو هر وقت بگیری منفعته...

از ما که گذشت... 

نوشته شده توسط امیر مطلبی در جمعه هشتم آبان 1388 |
زندگی هنر نقاشی كردن است بدون پاك كردن، پس همیشه چنان زندگی كن كه چون به عقب بازگشتی نیاز به پاك كردن نباشد.

نوشته شده توسط امیر مطلبی در جمعه هشتم آبان 1388 |
از هر کجا می توانید شروع کنید، هر کاری می توانید انجام دهید، صحبت از شانس و اقبال نیست، صحبت از تلاش است.

نوشته شده توسط امیر مطلبی در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 |

 

کاریکاتوریست: محسن مالکی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر مطلبی در جمعه سوم مهر 1388 |

سلام

رسما تعطیل شد. کرکره پایین...
انصراف از دانشگاه

دارم خودمو از این خراب شده آزاد میکنم امروز وقتی برگ انصرافو امضا می کردم نسبت به این کاری که میکردم هیچ احساسی نداشتم ولی وقتی برای آخرین بار از همکلاسی هام خدا حافظی میکردم یه حسی داشتم .

اخه خیلی دلم برا همکلاسی هام تنگ میشه

من از این بیشتر حال و حوصله نوشتن ندارم ولی به شما همکلاسی های عزیزم توصیه می کنم یکم به فکر خودتان باشید، پیام نور خیلی مونده که دانشگاه بشه به نظر من این خربزه آب هم نیست.

امیر مطلبی
دانشجوی انصرافی ترم چهار با چشمان خیس

بدرود...

نوشته شده توسط امیر مطلبی در دوشنبه سی ام شهریور 1388 |

پیام نور در حال سقوط چون توپولف / سخنان سرانش جملگی لاف و بلف 

        پیام نور  بلای جان سرنشینان / چو گرگ و شغال برای صحرا نشینان 

        پیام نور سفری بی انتهاست / مقصدش نامعلوم بی منتهاست 

        پیام نور در فراز است یا که فرود؟ / خود نظر دهید عزیزان ، بدرود 

نوشته شده توسط امیر مطلبی در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 |

امیدوارم به خاطر این جمله حضرات جوش نیاورند و دوباره با کامنت های پرشور از سر بی شعوری همه چیز را سیاسی نکنند. چرا که این جمله تعبیر امام سجاد است که می فرماید:

مردم روزگار ما بر شش گونه اند... شیر و گرگ و روباه و سگ و خوک و گوسفند...

اما روباهان کسانی اند که از راه دین نان می خورند و آنچه که را در زبان توصیف می کنند در دلشان نیست... (الحیات جلد ۲ احمد آرام) 

پیدا کردن مصداق گوسفند هم  در بیان شریعتی از تعبیر استحمار توده ها آسان است و بقیه را هم شما بیابید. (منبع: وبلاگ مسعود ده نمکی) 

نوشته شده توسط امیر مطلبی در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 |

حضرت علی (ع) فرمود: هیچ بنده ای مزه ایمان را نچشد تا دروغ را ترک کند، چه شوخی باشد و چه جدی.

(برای دیدن کاریکاتورها روی ادامه مطلب کلیک کنید.)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر مطلبی در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 |

تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

منبع عکس: وبلاگ حرف تصویر

نوشته شده توسط امیر مطلبی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 |
یکی دیگر از عوارض استمناء ضعف نیروی تناسلی و انزال زودرس میباشد، زیرا جلق های مکرر مراکز عصبی نعوظ و انزال را دچار حساسیت، ضعف و کم تنوسی ثانوی میکند و همچنین در اثر صرف انرژی عصبی زیاد و فشار بر فکر برای پیدا کردن سوژه جلق خستگی مراکز تحریکات ایجاد شده بالاخره بعلت ارضای ناکامل جنسی و پشیمانی بعد از عمل شخص مبتلا بضعف روحی میشود و مجموعه این حالات سبب میشود که مرد در موارد لزوم بخوبی از عهده مقاربت طبیعی با زن برنیاید که اغلب نعوظ ناکامل بوده و حتی گاهی قبل از ادخال انزال صورت میگیرد. زیرا مراکز عصبی نعوظ و مرکز عصبی انزال در افراد مبتلا باستمناء باندازه ای حساس شده که بکمترین برخوردی انزال صورت میگیرد. باید دانست اشخاصی که عادت به استمناء دارند، در مواقع استمناء باراده خود میتوانند انزال را به عقب انداخته طولانی نمایند، ولی در موقع نزدیکی با زن اختیار و کنترل خود را از دست داده دچار انزال زودتر از موقع میشوند. زیرا در اثر ضعف روحی و عصبی در مواقع مقاربت با زن شخص دچار هیجان و اضطراب و تشویش میگردد و این عوامل خود مانع یک مقاربت طبیعی میشود. مقاربت طبیعی معمولا سبب توسعه تقویت دستگاه تناسلی و منظم شدن اعمال آن میگردد، در حالیکه افراط در استمناء موجب ضعف و پژمردگی آنها میشود. عده ای خیال میکنند که مضرات استمناء بعلت دفع شدن زیاده از حد منی میباشد (از این نظر عده ای وقتی خود را بوسیله استمناء بسرحد انزال رسانیدند، آنوقت بطرق مختلف مثل فشردن آلت و غیره از انزال و دفع منی جلوگیری مینمایند و البته در اثر این کار ضرر زیادتری متوجه شخص میشود) در حالیکه فشار عصبی و تشنج های حاصله از آن و بالاخره اثرات آن در روی قوای روحی و عصبی سبب زیان این عمل میباشد و علاوه بر این، لذت انزال در استمناء قابل مقایسه با آثار لذت بخش مقاربت و معاشقه با جنس مخالف نمیباشد.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر مطلبی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 |